سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
262
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
اما شكل دوم ، رويارويى فكرى بود كه برپايهء انديشه و بيان ، به جاى جنگ با شمشير ، استوار بود . اين جهاد فكرى از اشكال تقابل بين عباسيان و علويان و از ابزار حركتهاى شيعى و همچنين از نتايج آن بود . همچنين اين جهاد فكرى جزء وسايل تبليغى يا جزء وسايل آمادهسازى افكار و افراد براى مشاركت در نبردهاى نظامى و حركتهاى مسلحانه بود . مىدانيم كه عرب اهل فصاحت و بلاغت است و به لغت خود مباهات مىكند ؛ چرا كه عربى ، زبان قرآن كريم است . ازاينرو ، بايد زبان عربى و ادبيات آن ، در اين نزاع فكرى كه بين علويان و عباسيان جريان داشت ، نقش ايفا كند . ادبيات در دو شكل عاطفى نزد شيعه بروز كرد : يكى ، در قالب غضب و ديگرى ، در قالب اندوه . اما غضب آنان به سبب دستيابى عباسيان به خلافت و ناكامى علويان بود ، همچنان كه بروز عواطف آنان به شكل حزن و اندوه ، به سبب رفتار زشت عباسيان با شيعيان و زيادهروى آنها در اذيت و آزار و قتل پيشوايان علوى بود . « 1 » ادبيات تشيع به سان آينهاى شد كه رنجهاى اهل بيت را منعكس مىكرد . آنان احاديثى را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت مىدادند كه در آنها حضرت از سختىهاى اهل بيت خود خبر مىداد ؛ سختىهايى كه براى آنان امتحان و آزمايش بود . شيعيان به تاريخ اهل بيت ، شكلى مدعيانه و نمايشى تراژديك دادند و مىبينيم كه تاريخ آنها از زمان حادثه كربلا شامل سلسلهء پيوستهاى از ظلم و ستم و آزار در حق آنهاست . شيعيان اخبار خود را در نوشتههاى متعدد و فراوان و به صورت شعر و نثر ، در شرح احوال شهداى خود نگاشتند ، به گونهاى كه نگارش مقاتل اين شهدا يكى از ويژگىهاى شيعه است . « 2 » آنچه رويارويى فكرى علويان و عباسيان را نشاط مىبخشيد ، شهرت اين دو خاندان هاشمى در بلاغت و فصاحت بود . مورّخان همواره خلفاى عصر اول عباسى را به علم و ادب و فصاحت گفتار ستودهاند . ابو العباس نشستن با علما را دوست مىداشت و ادبا را تشويق مىكرد و به شعرا صله مىداد ، « 3 » و منصور ، آنگونه كه صاحب فخرى او را توصيف
--> ( 1 ) . احمد امين ، ضحى الاسلام ، ج 3 ، ص 301 . ( 2 ) . گلدزيهر ، العقيدة و الشريعة فى الاسلام ، ص 200 . ( 3 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 317 .